در میان آسمان خراشها

هفت سین در دانشکده

امروز دو تا از دوستان ایرانی دانشکده کار جالبی کردند...از صبح یه سفره هفت سین روی یکی از میزهای وسط دانشکده چیدند...ایرانی ها همه دور هم جمع شدند و غیر ایرانی هایی که رد میشدند با کنجکاوی جلو می اومدند و دوستانمون براشون در مورد فلسفه هفت سین و مراسم سال نو توضیح میدادند و با آجیل و شکلات ازشون پذیرایی میکردند...این بساط از اول صبح تا ۹ شب در دانشکده برپا بود...آخر شب که از کلاس بیرون اومدیم همه همکلاسی های غیر ایرانی سال نو رو بهمون تبریک گقتند...الان دوستان ما میدونن نوروز هیچ ربطی به مذهب نداره و سالها پیش از ظهور اسلام ما مراسمی داشتیم...اونا الان میدونن ما شاعری به اسم حافظ داریم...اونا میدونن که ما تقویم خودمون رو داریم...و...از همه مهمتر یاد گرفتن که آجیل و شیرینی عید رو باید مشتی برداشت!

haft sin

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۱:٠٠ ‎ق.ظ - شنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٧ - inkl

 

فصل بهار در تقویم ایرانی در روز ۱ فروردین معادل ۲۱ مارچ آغاز میشود... این در حالیست که چینی ها امسال آغاز بهار را روز ۷ فوریه به عنوان سال نوی چینی (spring festival) جشن گرفتند...تقویم چینی ها بر اساس سال قمری است و شروع سال نوی آنها بین ۲۱ ژانویه تا ۲۰ فوریه متغیر است...در حالیکه تقویم ایرانی بر اساس سال شمسی بنا شده و شروع سال نو همواره تاریخ ثابتی در تقویم گرگوری دارد که این روز همان روز ۲۱ مارچ ، نقطه اعتدالین (نقطه تعادل روز و شب) است...

 

پ.ن.۱.بحث با یک چینی کنجکاو و متفکر همواره با یک تحقیق در اینترنت همراه خواهد بود.

 پ.ن.۲. سال نوی ایرانی بر همه ایرانیان مبارک. 

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ - چهارشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٦ - inkl

 

نه هوا گرم نیست...من وسواس گرفته ام...میشویم....میشویم...میشویم دروغهای آدمیان را از تن خودم...

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ٤:۱۸ ‎ب.ظ - جمعه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٦ - inkl

فلسفه- شب امتحان

شب امتحان مدیریت پروژه است...توی کتاب به جمله جالبی از ادیسون برخوردم...ادیسون گفته: 

The real improvement that I saw was in our ability to know when to stop beating a dead horse

  یعنی رمز موفقیتش این بوده که با وجود شکستهای متعدد، به گفته خودش اسب مرده رو قبل از اینکه بو بگیره تشخیص میداده...همه ما قبل از شکستهای مهم زندگیمون اسب مردنی را میرانده ایم... مهم است که قبل از اینکه تاوان و هزینه سنگینی را بپردازیم از اسب پیاده شویم...

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۸:٢٢ ‎ب.ظ - یکشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٦ - inkl

 

بعد از پشت سر گذاشتن یک دوره روحی ناجالب، نتایج جالب کم کم به چشم میان...من به خودم فرصت اشتباه کردن خواهم داد...

"به قفل بیهوده خشم می ورزی
درهای همهء زندان ها از درون باز می شود."

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ - چهارشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٦ - inkl

 

 هیچ مرزی بین انسانیت و حیوانیت نیست...این روزهاحیوانهای انسان نما بیشتر از انساهای واقعی به چشمم میخورند...

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۳:٠٢ ‎ب.ظ - پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦ - inkl

 

دوست ایرانی ای داریم که سیتیزن آمریکاست و اینجا درس میخواند...پریروز تعریف میکرد که از سفارت آمریکا برایش ای میل زده اند و گفته اند قرار است اطراف KLCC تظاهرات شود، برای حفاظت از جان خود بهتر است به آنجا رفت و آمد نکند...

نمیدونم چرا هیچ کی ما رو دوست نداره؟ا 

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۱:۱۱ ‎ب.ظ - یکشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٦ - inkl

تای پو سان

امروز به مراسم دیدنی تای پوسان در بانو کیوز رفتیم...باور نکردنی بود...چیزایی که فکر میکردم تردستی و حقه است به چشم خودم دیدم...مرتاض هایی که از صورت و بدن خودشون سیخ رد کرده بودن و یا با قلابهایی که از پوست بدنشون رد کرده بودن یک ارابه رو میکشیدن....وحتی یکذره خونریزی نداشتند.....تعدادیشون چیزهایی شبیه علم های ما تزیین شده با پر طاووس و گل و مجسمه های خدایانشون رو حمل میکردن که اون رو هم با قلاب به پوست بدنشون وصل کرده بودن...و با صدای طبل به حالتی شبیه خلسه فرو رفته بون و ذکر هایی میگفتن و میرقصیدند و می چرخیدند انگار جمعیت رو نمیدیدن....تعدایشون به قلابهای بدنشون ظرفهای کوچکی از شیر بز با میوه هایی مثل سیب وصل کرده بودن که با خودشون به معبدهای بالای کوه میبردن و به عنوان تبرک به مردم میدادن...

در حاشیه: کناره های خیابونها بساط سلمانی ها به راه بود که کله ها رو از ته میتراشیدند و گوش و بینی هم سوراخ میکردند...هندی هایی که از اطراف اومده بودند هم گوشه به گوشه زیرانداز پهن کرده بودن و اطراق کرده بودن...

پ.ن.مراسم امسال بنا به گفته دوستان هندیمون خیلی خلوت تر از سالهای پیش بود ...علتش هم ظاهرا مسایل سیاسی و تظاهرات اخیر هندی های مالزی بر سر  انتخابات نماینده هاست...

پ.ن۲.اطلاعات بیشتر از این مراسم رو در اینجا و اینجا میتونین بخونین...

 

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ - چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦ - inkl

 

این حرفت خیلی به دلم نشست:

يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي...

پيام هاي ديگران ()  مطلب          ٦:٥٤ ‎ب.ظ - یکشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٦ - inkl